بشارت های مسیح علیه السلام درانجیل یوحنّا به پیامبر اسلام علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا شناسی صحیح آن است که خداوند تبارک وتعالی خودش را معرفی کند ( اذکروا الله کما علّمکم ) نه اینکه بشر خودش خدا را بسازد یعنی با تصوّرخودش خدا شناسی کند زیرا دراین صورت تعریف خداوند برحسب عقول و اغراض انسانها مختلف می شود و همینطور دین و تکالیفی که خداوند برای صحیح زندگی کردن انسانها وضع کرده نیز باید توسّط خداوند بیان شود نه انسانها زیرا چنانچه گفتیم عقول و اغراض انسانها مختلف است لذا تکالیف الهی طبق تصوّرات و اغراض انسانها مختلف می شود و این اختلاف سبب آشفتگی در زندگی انسانها خواهد شد. لذا در اعتقاد مسلمانان شیعه کشف احکام و تکالیف الهی از طریق قیاس و سایر اموری که از راه ظنّ و گمان بدست میآید مردود و باطل است گرچه برای بدست آوردن فروعات تکالیف اجتهاد می کنند که آن نیز بخاطر اختلاف فقهاء در عقل و علم وسلیقه در فهم مختلف می شود ولی اصول اجتهاد را از کلام خداوند و کلام پیامبر و معصومین علیهم السلام اخذ کرده اند.
بهر حال برای اسلام آوردن مردمان ( به معنای عامّ آن یعنی انقیاد و تسلیم در برابر فرامین الهی ) در اعتقاد مسیحیّت سه چیز لازم است: اوّل خداوند، دوّم شخص عیسی علیه السلام، سوّم روح القدس. خداوند تبارک وتعالی قانونگذار حقیقی است چون به مصالح و مفاسد امور آگاه است و نیازی به آزمون و خطا ندارد، وخداوند بنابر حکمت و مصلحت قوانین را مستقیم به هریک از آدمیان القاء نمیکند بلکه یک نفر را از میان آدمیان که دارای استعداد تامّ است انتخاب میکند و پیامهای خودرا به او میگوید تا به سایرین ابلاغ کند وآن پیامبر، عیسی مسیح سلام الله علیه درزمان خودش است ( اگرچه مسیحیان امروزی قائلند که عیسی ازلی – ابدی است و پیامبری بعد ازاو نیامده وغرض ما ازاین نوشتار ردّ این اعتقاد توسّط کلام عیسی علیه السلام است ) و امّا روح القدس پس همان توفیق است که خداوند به بعضی بندگانش که عناد وعداوت ندارند و آماده پذیرش حقّ هستند عطا میکند ویا به عبارتی همان شرح صدر است یعنی استعداد وقابلیّت دادن برای فهم پیام خداوندی. واز طرفی پیامبران الهی چون از جنس انسانها بوده و دراین دنیا زندگی می کردند لذا محکوم به مرگ بوده اند و چون با مرور زمان فکر واستعداد انسانها تکامل پیدا می کند و درنتیجه امور مبتلا به آنها بیشتر میگردد ودستورات خداوند تدریجی وبه اندازه توان و فهم مردمان هر زمان نازل می گشته لذا لازم است که هر پیامبری در اواخرعمر بشارت به آمدن پیامبری دیگر کند تا مردمان آماده آمدن او باشند و او را انکار نکنند علاوه بتوانند پیامبر راستین را از پیامبر دروغین تمییز دهند، چنانچه موسی سلام الله علیه بشارت به آمدن مسیح می دهد و مسیح نیز بشارت به آمدن پیامبر اسلام می دهد که موضوع بحث ماست.
مطلب دیگر اینکه: آنچه عیسی مسیح سلام الله علیه از جانب خداوند تبارک وتعالی بیان فرموده توسّط رسولان دوازده گانه ( شمعون ملقّب به پطرس – آندرئاس برادر پطرس – یعقوب – یوحنّا – فیلیپوس – بارتولومایوس – مَتّی – توما ملقّب به دیدوموس – یعقوب پسر حَلفی – شمعون ملقّب به غیور – یهودا پسر یعقوب – یهودا اِسخریوطی که خیانت کرد و عیسی را به دشمنانش معرفی کرد ) تبلیغ می شد وبعضی رسولان بعد ازمرگ عیسی آنها را تدوین و مکتوب کردند بنام انجیل که در زبان یونانی بمعنی: بشارت است.
چهار انجیل موجود است که دو تن از نویسندگان آنها از حواریّون هستند بنامهای: مَتّی و یوحنّا که عیسی رادرک کردند و دو تن دیگر از شاگردان حواریّون بودند بنامهای: مَرقُس که شاگرد وراوی پطرس است و لوقا که شاگرد وراوی پُولس ( بضمّ لام ) است البتّه پولس از حواریّون نبود بلکه درابتدای امر از دشمنان حواریّون بود ولی در یک روز که به تعقیب و دستگیری آنان رفته بود ناگهان عیسی علیه السلام بر او تجلّی میکند و او را منقلب می سازد.
بنابراین اناجیل اربعه عبارتند از: انجیل مَتّی ، انجیل مَرقُس ، انجیل لوقا و انجیل یوحنّا، که سه تای اوّل شبیه یکدیگرند لذا به آنها انجیل های نظیر گفته می شود ولی انجیل یوحنّا با آنها تفاوت دارد و دارای مطالبی بسیاراست که در آنها موجود نیست مانند: وداع های عیسی و خبر دادن از آمدن حامی وبیان وقایعی که دراناجیل نظیر نیست مانند: واقعه زن زناکار که یهودیان طبق سنّت یهود از عیسی درخواست اجرای حکم سنگسار میکنند ولی عیسی علیه السلام از اجرای آن طفره میرود یعنی درواقع حکم سنگسار را انکار میکند ولی نه صریحاً بلکه تلویحاً و آن زن را ازمرگ فجیع سنگسار نجات میدهد. ( وعجیب است که دراسلام این سنّت یهود با اینکه در قرآن نیست اجراء می شود!!!!! واگرهم در چند خبر آحاد ذکرشده بعد ازفرض صحّت آن اخبار، یهودیان از پیامبر درخواست داوری میکنند وپیامبر نیز طبق سنّت آنان حکم میکند ولی چنانچه گفتیم صحّت آن احادیث مورد تردید است ).
و دستورات عیسی را عهد جدید گویند نسبت به دستورات دین یهود که به آن عهد قدیم گویند.
و امّا بشاراتی که در انجیل بر آمدن پیامبر اسلام ذکرشده:
انجیل یوحنّا ، عنوان: وداع ها ، ترجمه آقای پیروز سیّار صفحه / 557 ، فقره / 15: اگر مرا دوست بدارید احکام مرا نگاه خواهید داشت و من از پدر مسئلت خواهم کرد و او شما را حامی دگری عطا خواهد کرد از آن روی که تا ابد با شما باشد هما ن روح راستی که جهان نمی تواند او را بپذیرد.انتهی
ومراد از ابدیّت قرآن است ومراد از روح راستی همان پیامبر آینده است چنانچه عیسی روح راستی بود و در صفحه / 559 ، فقره / 24 : آن کس که مرا دوست نمی دارد کلام های مرا نگاه نمی دارد و کلام من نه از من است بلکه از پدری است که مرا گسیل داشته است این را زمانی بر شما گفتم که نزدیک شما ساکن بودم لیک آن حامی یعنی روح القدس که پدر بنام من گسیل خواهد داشت همه چیز را بر شما تعلیم خواهد داد و هر آنچه را بر شما گفتم به یادتان خواهد آورد.انتهی
ومراد از روح القدس در اینجا پیامبر آینده است به قرینه اینکه گفته: گسیل خواهد داشت ، چنانچه شخص عیسی از طرف خداوند گسیل شده بود و بعد فرموده: همه چیز را برشما تعلیم خواهد داد، واین دلیل بر کامل بودن دین پیامبر آینده است ( الیوم اکملت لکم دینکم ) و بعد فرموده: و هر آنچه بر شما گفتم به یادتان خواهد آورد، واین دلیل است براینکه دین بعدی مکمّل دین قبلی است وتصدیق کننده آن ( مُصدّقاً لما بین یدیه من الکتب ).
ودر صفحه / 560 ، فقره / 29 ، میفرماید: این را اکنون بر شما میگویم پیش از آنکه واقع گردد تا چون واقع گشت ایمان آرید، دیگر چندان با شما گفت وگو نخواهم کرد چه رئیس این جهان میآید بر من هیچ سلطه ای ندارد.انتهی
مراد از رئیس جهان ابلیس لعنة الله علیه است واینکه فرمود: بر من هیچ سلطه ای ندارد دلیل است بر اینکه نتوانستند عیسی را به قتل برسانند ( وما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبّه لهم ) چنانچه قبل از این کلام فرمود: صفحه / 545 ، فقره / 27 : اینک جان من پریشان است و چه بگویم ؟ ای پدر مرا از این ساعت برهان.انتهی چگونه متصوَّر است که عیسی از خداوند تبارک و تعالی درخواست رهانیدن کند و خداوند اورا وا نهد تا بدست دشمنان کشته گردد؟!!!!! واگر کاتبین انجیل شاهد مرگ او بوده اند بخاطر شبهه ای بوده که خداوند برای حفظ جان رسولش ایجاد کرد وشاگردانش نیز از این شبهه مصون نبودند.
ودرصفحه / 564 ، فقره / 26 فرمود: چون حامی بیاید همو که از نزد پدر بر شما گسیل خواهم داشت همان روح راستی که از پدر نشأت میگیرد بر من گواهی خواهد داد لیک شما نیز گواهی خواهید داد چه از آغاز با من بوده اید این را برشما گفتم تا شما را از لغزش نگاه دارم.انتهی
ودر صفحه / 565 ، فقره / 7 ، فرمود: لیک راستی را بر شما میگویم : صرفه شما در آن است که من بروم چه اگر نروم حامی بسوی شما نخواهد آمد، لیک اگر برم او را بر شما گسیل خواهم داشت.انتهی
ودر صفحه / 566 ، فقره / 12 ، فرمود: باز بسی سخنها دارم که بر شما بگویم لیک اکنون تاب نتوانید آورد لیک چون او آن روح راستی آید شما را به تمامی راستی رهنمون خواهد گشت چه از خود سخن نخواهد گفت بلکه آنچه را می شنود بر زبان خواهد آورد و اموری را که در پیش است بر شما شرح خواهد داد.انتهی
اینکه فرمود: بسی سخنها دارم که اکنون تاب نخواهید آورد، دلیل است بر اینکه خداوند احکامش را به تدریج و بقدر استعداد آدمیان در هر زمان نازل میکند ودین بعدی مکمّل آن است نه ناسخ و مبطل، واینکه فرمود: شما را به تمامی راستی رهنمون خواهد گشت، دلیل است براینکه دین اسلام خاتم ادیان و محمّد بن عبدالله صلّی الله علیه وآله وسلّم خاتم انبیاء است چون چیزی را نا گفته نخواهد گذاشت.
جمال الدین حاجی محمد.